خرید بک لینک
سالهای طولانی، من تنها فرزندت بودم، در شبهای بیانتها، در روزهای تنهایی، در سکوت طولانی و مدام روزهای تابستان و شبهای زمستان... من و تو دردهایمان را باهم تقسیم کردیم بدون حضور هیچ شریک دیگری...سالهای طولانی، یکی بود و غیر از خدا هیچکس نبود... امروز که سیصد و شصت و پنح روز از پر کشیدنت میگذرد، باز هم در تنهایی به عزایت نشستهام... زیرا که فقط برای من، تمام معنای زندگی بودی و هیچ کس دیگری در جهان هستی در این نعمت من شریک نبود. فردا صبح، برای آخرین بار، با عشق و حوصله، آخرین صبحانهات را به دهانت میگذارم، بر موهای چون برفت دست میکشم؛ برای ناهار الویه میخواهی. پس سیبزمینی میگذارم بپزد تا قبل از آمدن فیزیوتراپ ناهارت آماده باشد. برای نوبت بعدی دارویت، آناناس و سیب چرخ میکنم و بالای سرت میآورم و صدایت میزنم. چشم باز میکنی، برای آخرین بار نگاهم میکنی و در آرامش مطلق، به روی من و جهان هستی چشم میبندی... دعایت مستجاب شد مادر! وقت رفتن، تنها من بالای سرت بودم...و من هنوز چنان عاشقت هستم که هیچ فرزندی دیگری بر روی زمین مدعی چنین عشقی نشود...

برچسب: نویسنده: متین محمدپور تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 5:00

هشتم مارس، روز جهانی زنان است. از روز نخست، این جهان برای جنس دست اولی که طبیعتاً زاینده و مهربان است و با این وجود جنس دست دوم خطاب میشود، جای عادلانهای برای زندگی نبوده است. نه در مقیاس شادی و لذت و نه در میزان درد و رنج. هر زنی، اگر شایسته نام مقدسش باشد، به جز خود، مسئولانه سببساز شادی و آسایش حلقه کسانی است که در زندگیش حضور دارند. هر زنی، اگر شعورمند زیست کند، دختر خلف زمین است... چه بسیار زنانی دیدهام که صبورانه تمام آلامشان را پشت یک لباس رنگی، یک خط چشم کج و معوج یا یک لاک خوشرنگ پنهان کردهاند. یا موقع انجام روزمرگیها، هنگام ظرف شستن، همان وقتی که مایع ظرفشویی را روی اسکاچ میریزند، دلآشوبههایی که گوش شنوا ندارند، دغدغههایی که خریدار ندارند را، میریزند روی اسکاچ و ظرفها را جوری میسابند که از تمیزی برق بزنند. هیچ وقت مادرها یا مادربزرگها را وقتی روی قالی دست میکشیدند تا مثلاً آشغالهای ریز را از روی زمین جمع کنند، دیده بودید؟ به موهای سپیدشان قسم که فلسفیترین افکار را پشت سکوتشان حمل میکردند! من از مردان، وقتی در حق زنان جفا میکنند، آنقدر نمیهراسم که از جفای همجنسان در حق یکدیگر. در طول تاریخ چه بسیار سرهای بریده، تجاوزها، خیانتها، چه بسیار در غل و زنجیر، چه بسیار نفسبریده و دم نزده زیستهایم، جنگیدهایم و ادامه دادهایم اما، روزی باید بیاید که زنان فرزندان شایستهتری تربیت کنند. زنانی که در پنهانترین زوایای ذهنشان افکار مردسالارانه نباشد و فرزندانی تربیت کنند که شایستهتر از نسلهای قبل با زن رفتار کنند. درد من، زنانی هستند که هنوز و همچنان به این سطح از شعور در برابر حفاظت از جایگاه تمام زنان و حفظ حریم شخصی تک تک آنها نرسیدهاند و هرکدام به ن

برچسب: نویسنده: متین محمدپور تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 5:00

«حق با بهار بود، با همان ساقههای لُخت. 
بر این پهنهٔ خاک چیزی هست که به رغمِ ما ادامه میدهد. 

خوب است که جلوههای بودن را به غم و شادی ما نبستهاند.»

هوشنگ گلشیری

برچسب: نویسنده: متین محمدپور تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 5:00

صفحه بندی